اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠
اسم این کندرویها را جمود گذاشته و میگذارم . در این باره توضیح خواهم داد : یکی از کسانی که به قول امروزیها در مسائل اسلامی روشنفکری به خرج میداد و کار این روشنفکری او به حد افراط رسیده بود خلیفه دوم است . خلیفه دوم به اصطلاح خیلی روشنفکر مابانه کار میکرد اما تندرویهائی کرد . مثلا یکجا پیغمبر دستوری داده بود و او میگفت این موضوع فقط برای پیغمبر و زمان خودش بود ولی زمان ما تغییر کرده است و ما این را عوض میکنیم . البته ممکن است یک نفر شیعه با احساسات ضد خلیفهای که دارد ، این را به حساب تعمد و ضربه زدنهای عمدی بگذارد ، بگوید فقط مقصودش مخالفت با پیغمبر بوده است ولی اگر نخواهیم اینجور بگوئیم ، طوری بگوئیم که برای طرفداران خلیفه هم قابل قبول باشد ، باید بگوئیم که اینها خطاها و اشتباهاتی است که از او سرزده است . مثلا در اذان . فصول اذان را خود پیغمبر اکرم دستور و تعیین فرموده است . یکی از آن فصول حی علی خیرالعمل است . معنی این فصل اینست : روبیاور به بهترین اعمال که نماز است . زمان خلافت عمر میرسد ، زمانی که دنیای اسلام عجیب نیازمند به جهاد است ، زمانی که مسلمین در مقابل خود دو جبهه بسیار بزرگ دارند یکی ایران و دیگری روم که مقتدرترین کشورهای روی زمین هستند ، با توجه به عده مسلمانها که بیش از چهل پنجاه هزار نفر نبودند و یک دفعه با تمام دنیا اعلان جنگ دادهاند . مثل اینست که یک کشوری مثل ایران یک تحولی در آن بوجود بیاید و اعلان جنگ بدهد با دو مملکت بزرگ دنیا یعنی