اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
از این وسائل استفاده نکند ، چنین شخصی محکوم به شکست است . مثل اینکه
شما بگوئید من مسلمانم و میخواهم هدف اسلامی را تعقیب بکنم ، میخواهم
جهاد بکنم و واقعا هم قصد شما لله است . دیگری در راه شیطان میخواهد
بجنگد ، در راه مادیگری و فساد میجنگد ، اما او از وسائلی که امروز پیدا
شده است مثل توپ و تفنگ و خمپاره استفاده میکند و شما میگوئید نه ، من
به وسیله کار ندارم ، من میخواهم با کارد و شمشیر بجنگم . قطعا شما محکوم
هستید ، هدف شما محکوم است . شما هدف خود را با دست خودتان محکوم
کردهاید .
این است معنای تقاضا و اقتضای زمان . تقاضای زمان را با پسند مردم و
پدیده قرن اشتباه نکنید . حاجتهای اولی بشر ثابت است . حاجتهای ثانوی
یعنی حاجتهائی که انسان را به حاجتهای اولی میرساند ، متغیر است . این
حاجت زمان میگوید من تغییر کردهام و اگر جنابعالی بخواهید خشکی به خرج
بدهید محکوم به شکست هستید ، و نتیجهاش این میشود که فلان آهنگ را او
میتواند با وسیله قوی به گوش ٢٣ میلیون [١] جمعیت برساند و شما هم که
به عمرت رادیو گوش نمیکنی ، یک وقت در خانه میبینی بچه سه سالهات
تصنیف رادیو میخواند ولی حرف حساب ترا کسی نمی شنود . آنوقت تو در
هدفت شکست میخوری .
آن عالم بیچاره که برای اولین بار صنعت ضبط صوت را اختراع کرد چیزی
که به گمانش خطور نمیکرد این بود که در آن
[١] [ مطابق آمار آن زمان جمعیت ایران ] .