اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢
یکرنگ نیستید ، قیافههایتان مختلف است ، آنچه دارید اختلاف است .
اجتماعات هم همینطور است . « کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین
مبشرین و منذرین [١] آن حدیث هم هست که فرمود : « اختلاف امتی رحمه
» که در بعضی روایات وارد شده نه منظور جنگ است ، بلکه تفاوت است .
اینکه یک تفاوتهائی میانشان باشد خودش رحمت است .
پس اگر بخواهیم عدالت را به معنای مساوات تعریف بکنیم و مساوات را
هم مساوات در موهبتهای اجتماعی فرض بکنیم ، غلط است . ولی عدالت را
به یک معنای دیگر میشود معنی کرد که اگر به آن توجه شود ، میتوان گفت
آن هم مساوات است اما مساوات به شکل دیگر . معنائی که قد ما برای
عدالت میکنند اینست : اعطاء کل ذی حق حقه یعنی هر چیزی و هر شخصی در
متن خلقت با یک شایستگی مخصوص به خود به دنیا آمده است . حقوق هم از
همینجا پیدا میشود یعنی از ساختمان ذاتی اشیاء . ما باید هر چیزی را که
در ذاتش مطالعه بکنیم بعد ببینیم که او شایستگی چه چیزی را دارد و چه
استعدادی در وجود او هست یعنی طبیعتش چه تقاضائی دارد . مثلا در بدن
انسان چشم حقی دارد و دست حقی دیگر . اگر حق چشم را به دست بدهیم ، نه
تنها به دست خدمت نکردهایم بلکه آن را از کار انداختهایم . هر چیزی
استحقاقی دارد و منشأ آن هم خود خلقت است . دو بچه که به مدرسه میروند
، یکی شایستگی نمره بیست را دارد و دیگری نمره
[١] سوره بقره ، آیه . ٢١٣