اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥
ریخته باشد ، ظرف خالی باقی مانده است . قسمتی از دستورهای دین شکل
ظرف را دارد برای دستورهای دیگری که شکل آب را دارد . یعنی این ظرف
لازم است اما این ظرف برای آن آب لازم است . اگر این ظرف باشد آن آب
هم نمیریزد اما اگر آن آب نباشد و این ظرف به تنهائی باشد ، انگار
نیست . امیرالمؤمنین میخواهد بفرماید که بنی امیه اسلام را توخالی میکنند
، مغزش را به کلی از میان میبرند و فقط پوستی برای مردم باقی میگذارند .
تعبیر دیگر اینست که : « و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا » [١] در آن
زمان این لباس را که نامش اسلام است میپوشند اما مثل اینکه پوستینی را
وارونه پوشیده باشند ، هم خاصیت خودش را از دست میدهد و هم اسباب
مسخره میشود .
خود اینها میرساند که لباس اسلام را به دو شکل میشود به تن کرد . یک
شکل اینکه یک امر بی خاصیت بی مغز جلوه کند و شکل دیگر اینکه معنی دار
باشد . یکی از رفقا نقل میکرد که من یک وقتی گرفتاریای داشتم بسیار شدید
. برای انجام یک کار خیلی کوچک که اصلا زحمت هم نداشت ولی برای من
ارزش فوق العادهای داشت ، به یکی از رفقا مراجعه کردم . او در جواب
گفت که من الان باید به نماز جماعت بروم . اگر در اینجا انسان بگوید
اسلام که اینهمه به نماز جماعت توصیه کرده است ارزش قضاء حاجت یک
مسلمان را از بین برده است ، این ، غلط است . مگر برای خدا فرق میکند
که ما نماز تنها بخوانیم یا نماز جماعت ؟ اسلام که گفته است نماز با
جماعت خوانده شود ، برای این است
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ١٠٧