اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
آن به نام امانت یاد کرده است . امانت را بر زمین و آسمانها و کوهها ( البته اینها به عنوان نمونه ذکر شدهاند ، منظور تمام مخلوقات است ) عرضه داشتیم هیچکدام حاضر نشدند که آن را بپذیرند چون استعدادش را نداشتند . تنها انسان بود که حاضر شد بار امانت تکلیف و مسؤولیت را به دوش بگیرد یعنی گفت خدایا ! مسؤولیت را من به عهده میگیرم ، آن راه کمال و سعادت را من با پای خودم طی میکنم به حکم این نیروی عجیبی که به من دادهای که نیروی ابتکار است ، نیروی عقل است ، نیروی خلاقیت است . از همین جا یک مطلب دیگر هم پیدا میشود یعنی یک تفاوت پیدا میشود و آن اینست : حیوانها همانطوری که در زندگی اجتماعیشان ترقی و تکامل ندارند ، انحراف هم ندارند ، سقوط هم ندارند . همانطوری که بالا رفتن ندارند ، پائین آمدن هم ندارند . یعنی شما نمیتوانید مثلا در میان زنبورهای عسل ، گروهی را پیدا بکنید که اینها تدریجا دچار فساد و انحراف شده باشند ، اخلاقشان فاسد شده باشد ، نظامات خودشان را عوض کرده باشند ، خلاف کرده باشند و در نتیجه این کار از میان رفته باشند ، اما انسان این هم در کارش هست ، یعنی فساد و انحراف هم در انسان امکان دارد . همانطوری که انسان ممکن است راه پیشروی را بپیماید ، ممکن است که به سقوط و تباهی هم برود . هر دو راه به رویش باز است . همانطوری که ممکن است در زمان به واسطه استعداد عقلانی و علمی خودش جلو برود ، ممکن است در اثر خودخواهی و هواپرستی از جاده ترقی منحرف شود ، به سراشیبی سقوط وارد گردد . امکان سقوط و انحراف برای انسان از دو راه است ، یکی از راه