اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
بسیاری از اینها و بلکه اکثرشان غیرعرب بودند لکن به خاطر اینکه مراتب علمی را طی کرده بودند و از دیگران حوزه درس با رونقتری داشتند و از طرفی اسلام این فکر را در مغز مردم رسوخ داده بود که ملیتها و نژادها بریکدیگر رجحان ندارند بلکه برتری به تقوا و عمل و کوشش است ، مردم به آنها مراجعه میکردند . خیلی از افراد بودند که ممکن بود در سابق غلام بودند و بعد آزاد شدند ولی چون عالم بودند ، حوزه درسی تشکیل میدادند و سایرین برای استفاده به آنان مراجعه میکردند . در تاریخ خواندم که یک وقتی مردم مصر از عمر بن عبدالعزیز سه نفر فقیه و ملا خواستند . او سه نفر را فرستاد که دو نفرشان از غلامهای آزاد شده بودند و یک نفرشان هم عرب بود . یکی از اهالی به خلیفه اعتراض کرد که تو چرا هر سه نفر آنها را عرب اختیار نکردی و لااقل میخواستی دو نفر عرب انتخاب بکنی . گفت تقصیر من نیست ، میخواستند عربها هم به اندازه موالی سواد پیدا بکنند تا من از آنها بفرستم . کم کم عده اینها زیاد شد . همین " طبری " صاحب تاریخ و تفسیر ، یکی از فقهای بزرگ زمان خودش بوده است که زیاد هم مقلد داشته است . مقلدین هر یک از این علما اهمیت نمیدادند که تقلید از میت بکنند یا از زنده ، و بسیارشان هم تقلید از میت میکردند به این معنی که وقتی از او سؤال میکردند تو از کی تقلید میکنی ، میگفت مثلا از سفیان ثوری یا از طبری یا از ابوحنیفه ، در صورتی که فاصله میان زمان او و زمان آن امام و پیشوا و مجتهد سیصد چهار صد سال بود . در قرن هفتم هجری در مصر در زمان یکی از پادشاهان