اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
مرکب به زمین بیفتد . من رفتم جلو ، فهمیدم از خوف خدا است . عرض کردم آقا ! بالاخره تکلیف است باید بگوئی . گفت چه میگوئی ؟ ! معنای لبیک اینست که خدایا من همان بندهای هستم که دعوت ترا اجابت کردهام . اگر در جوابم گفته شود لالبیک من چه بکنم ؟ و اما ابوحنیفه درعراق بود . او هم شاگرد حضرت صادق بوده است . یکی دیگر از ائمه " شافعی " است . شافعی حد وسط است . او یک دوره متأخرتر است . شافعی شاگرد شاگرد ابوحنیفه و ظاهرا شاگرد ابو یوسف است . مدتی در عراق شاگردی او را کرد ، فقه ابوحنیفه را آموخت . بعد مدتی نزد " مالک " درس خواند . شافعی حد وسط بین این دو است یعنی نه به اندازه ابوحنیفه قیاس میکند و نه مثل مالک با قیاس مخالف است ، یک حالت بینابینی دارد . بعد شافعی رفت به مصر . مردم مصر به فتوای او عمل میکردند و از همان زمان مردم مصر شافعی مذهب شدند . یکی دیگر از ائمه ، احمد بن حنبل است . او یک دوره عقبتر است . زمانش تقریبا با زمان حضرت هادی معاصر است . او کتابی نوشته است به نام " مسند " که چاپ شده است . وهابیها از او پیروی میکنند . احمدبن حنبل بیشتر از مالک مخالف است با قیاس و استدلال ذهنی . فقه او به اصطلاح خیلی جامد است و بسیار مرد متعصبی بوده است و بسیار با استقامت . مدتی او را در زندان انداختند با افراد زیادی که داشت و آنها را شلاق میزدند به خاطر عقیدهای که داشتند یعنی مخلوق نبودن قرآن . آنها از عقیده