اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩
مضیق ، تنگ و تاریک به وجود آوردند . به همین دلیل اینها بعدها منقرض
شدند چون اساسا فقه اینها فقه عملی نبود ، نمیشد جامعهای خود را پایبند
به این فقه بکند و بتواند به زندگی خود ادامه بدهد . البته اینها سالها
وجود داشتند و با خلفای بعد هم مخالفت کردند چون با تمام خلفا مخالف
بودند . با عثمان خوب نبودند . میگفتند عثمان نیمه اول عمرش خوب بود ،
نیمه دومش بد . با علی خوب نبودند میگفتند اوائل خوب بود ولی بعد آن
وقتی که تن به حکمیت داد العیاذبالله کافر شد . با معاویه براستی دشمن
بودند . معاویه را از علی هم بدتر میدانستند و بعد هم با تمام خلفا بد
بودند و با همه جنگیدند تا بالاخره منقرض شدند .
خوارج به تعبیر امیرالمؤمنین سوء نیت نداشتند ، کج سلیقه بودند ، جمود
فکری داشتند . در نهج البلاغه ، حضرت میفرماید : « لا تقتلوا الخوارج بعدی
، فلیس من طلب الحق فاخطاه کمن طلب الباطل فادرکه » [١] مقایسه
میکرد میان خوارج و اصحاب معاویه . فرمود بعد از من خوارج را نکشید ،
اینها با اصحاب معاویه خیلی فرق دارند ، اینها دنبال حق هستند ولی
احمقند ، اما آنها از اول دنبال باطلند و به آن هم رسیدند . جمله دیگری
حضرت درباره اینها دارد که خیلی عجیب است ، میفرماید : « فانی فقأت
عین الفتنه ، و لم یکن لیجتری علیها احد غیری » [٢] این را همه
نوشتهاند که این جمله را حضرت بعد از فراغ از کشتن خوارج فرموده است .
فرمود : من
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٥٩ [٢] نهج البلاغه ، خطبه . ٩١