اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
ظلم و ستمگری و حقوق یکدیگر را پایمال کردن و از مسیر عدالت خارج شدن ، و دیگر از راه جهالت . جهالت یعنی چه ؟ یعنی اشتباه کردن . حیوانها این چیزها را ندارند . البته گاهی به ندرت اتفاق میافتد ولی نه آنطوری که برای انسان پیش میآید که یک قومی را فاسد میکند . مثلا میگویند ممکن است اشتباهی برای دسته کارگر زنبور عسل پیدا بشود . افراد کارگر مأمورند که گلهای خوشبو و لطیف را پیدا کرده و آنها را بمکند و عسل تهیه کنند . گاهی اشتباها بجای یک گل لطیف و خوشبو یک گل بدبو را میمکند اما این اشتباه بسیار کوچک است و زود هم جبران میشود . مأمورینی در کندو هستند که وقتی زنبورهای کارگر وارد میشوند دهان آنها را بو میکنند میبینند وظیفه خودشان را خوب انجام دادهاند یا نه . اگر دیدند بد انجام دادهاند فورا یک محکمه از محکمه صحرائی سریعتر تشکیل میدهند و با اسلحهای که دارند همانجا آنها را معدوم میکنند . اینست که در آیه کریمه قرآن بعد از بیان عرض امانت بر مخلوقات و امتناع تمام مخلوقات از پذیرش آن و پیشقدم شدن انسان ، بلافاصله میفرماید : « انه کان ظلوما جهولا » انسان موجود بسیار ستمگری است ، انسان موجود بسیار نادانی است . این دو استعداد یعنی استعداد ترقی و تکامل از یک طرف ، و استعداد و امکان سقوط و انحراف از طرف دیگر به واسطه ظلم یا جهل ، از یکدیگر تفکیک نمیشود . آیه دیگری در قرآن به همین مضمون هست ، اول سوره دهر : « هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا ٠ انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا ٠ انا »