اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩
اراده را ، قوه عقل را ، تمرکز فکر را ، اینها را باید تقویت کرد . اینها اخلاق است . پایه اخلاق این است که اراده انسان قوی و نیرومند باشد یعنی اراده انسان بر شهوتش حکومت بکند ، بر عاداتش حکومت بکند ، برطبیعتش غالب باشد . چطور ؟ یعنی شخص آنچنان با اراده باشد که اگر تشخیص داد که باید این کار را کرد ، تصمیم بگیرد و هیچ طبیعتی نتواند جلوی او را بگیرد . مثلا همان اولی که نماز بر شخصی تکلیف میشود و یا تشخیص میدهد که نماز برای او خوب است و بعد از این باید سحرها حرکت کند نماز بخواند ، دعا بکند ، استغفار بکند ، از خداوند استعانت بجوید و کمک بگیرد ، هنگام خواب یکدفعه بلند میشود . طبیعتش به او میگوید بخواب ، استراحت کن . دلش میخواهد بخوابد . خوابش هم میآید و از خوابیدن لذت میبرد . در اینجا اگر اراده قوی و نیرومند باشد ، برطبیعت غلبه میکند ، فورا از جا بر میخیزد و نماز میخواند . یا اگر احساس کرد که کم خوردن خوب است ، وقتی سر سفره مینشیند ، مقداری که میخورد ، میبیند باز هم اشتها دارد ( مخصوصا ما ایرانیها که به پرخوری عادت کردهایم ، اتساع معده داریم ، همیشه بیش از اندازهای که احتیاج داریم غذا میخوریم ) ، احساس میکند که هنوز گرسنه است و باز هم میل دارد . عقل به او حکم میکند دیگر نخور ! ، همین مقدار که خوردی کافی است . طبیعت میگوید بخور ! اراده قوی است ، نمیگذارد بخورد . یا در مورد عادتها ، میفهمد که سیگار کشیدن برایش بد است ، ضرر بدنی دارد ، ضرر اخلاقی دارد ، ضرر مالی دارد . اگر با اراده باشد تصمیم میگیرد که دیگر