اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
« هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا »[١] . آیا برانسان گذشته است
زمانی که هیچ نبوده است ؟ یک چیزی که نام برده بشود نبوده است ؟ ما
انسان را از یک نطفه و مادهای آفریدهایم که در آن ماده استعدادهای
گوناگون وجود دارد و به موجب همان استعدادها ما انسان را مورد آزمایش
قرار میدهیم و آزادش میگذاریم .
آزمایش یعنی چه ؟ آزمایش به چه وسیله ؟ آزمایش به وسیله تکلیف و
مسؤولیت . یعنی تکلیف و مسؤولیت به عهده او قرار میدهیم و آزادش
میگذاریم و میگوئیم خودت میدانی ، این راه است و این چاه ، اگر راه را
رفتی به سعادت میرسی و اگر به طرف چاه رفتی منحرف شدهای و سقوط خواهی
کرد . « و جعلناه سمیعا بصیرا »ما انسان را شنوا و بینا قرار دادیم ،
سمیع و بصیر قرار دادیم یعنی برای انسان چشم بینا و گوش شنوا قرار دادیم
. بعد میفرماید : « انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا »راه را به
او نشان دادیم، از اینجا دیگر با خود انسان است ، یا شاکر است یا کفور.
انسان تنها موجودی است که یک همچو خلقت عجیبی دارد ، یک همچو سرشت
مرکبی دارد . به موجب همین سرشت مرکب است که گاهی پیش میرود ، گاهی
عقب . به عبارت دیگر انسان زمان خود را میسازد ، گاهی زمان خود را خوب
میکند و گاهی بد ، برخلاف حیوان که ساخته شده زمان و محکوم زمان است .
انسان تا حدودی خالق زمان خویش است و حیوان صددرصد مخلوق زمان خویش
است .
[١] سوره دهر ، آیات ١ تا . ٣