اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
بد است چون دیگر کهنه شده است . مثل اینکه روز اول خوب بوده ، نه بوده ، عیبش فقط کهنگیش است . خیال میکنند مثل اتومبیل است که سیستم نوش خوب است و بعد که کهنه شد دیگر بد میشود . اصلا من از این تعبیر حیرت میکنم که آقا دیگر فئودالیسم کهنه شده است . مگر روزی که نو بود خوب بود ؟ اینها که نو و کهنه ندارد ، روز اولش هم مثل امروز بد بوده ، امروز هم مثل دیروزش بد است . کهنه شده یعنی چه ؟ ! به همین دلیل هر سنت قدیمی را بد میدانند . میگویند " مگر انسان یک لباس را چقدر میپوشد ؟ ! " مگر همه چیز حکم کفش و لباس را دارد ؟ ! پس این پنبه را از گوش اینها بیرون بیاورید . این اصل فلسفی ، در مورد قوانین و اصول صادق نیست ، راجع به اشیاء و اجسام است . از اینکه بگذریم مطلب به یک شکل دیگر بیان میشود که اول عرض کردم و امشب نمیرسم پیرامون آن بحث کنم و آن ، مسأله احتیاجات است . اشارهای میکنم و رد میشوم . عرض کردیم که بشر یک سلسله احتیاجات ثابت دارد و یک سلسله احتیاجات متغیر . آنها برای اینکه بفهمانند تمام احتیاجات متغیر است این را بر یک پایه و اصل موهومی گذاشتهاند که حتی امروز خود کمونیستهای دنیا دیگر زیر بار این حرف نمیروند و آن اینکه آمدهاند هر چیزی که در اجتماع هست مثلا علم ، هنر ، صنعت ، قضاوت ، دین و مذهب ، اخلاق ، معلومات ، سیاست ، حقوق خانوادگی ، تمام اینها را به منزله شاخه درخت گرفتهاند و برای همه آنها یک ریشه فرض کردهاند که اتفاقا آن ریشه تغییر میکند و چون ریشه تغییر میکند ، [ نتیجه گرفتهاند که پس ] همه چیز تغییر