اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
اکثریت یک پسندی دارند ، کاری را انجام میدهند . به خودش جرأت نمیدهد
که ممکن است که اکثریت اشتباه کرده باشد و اقلیت اشتباه نکرده باشد .
باز قصه دیگری یادم آمد : یادم هست در جلسهای به مناسبتی این بحث شد که
عالم بزرگی در یک محاسبه ، به حساب ابجد پرداخته است . من آنجا انتقاد
کردم که هرگز دنبال این حرفها نروید . اینکه میگویند « انا من المجرمون
منتقمون »به حساب ابجد ابوبکر و عثمان در میآید ، یا مثلا اسم فلان شهر
با اسم حسن به حروف ابجد یکی در میآید پس حسن باید در آن شهر باشد ،
اینها یک چیزهائی است که پایه ندارد . یک نفر که آنجا نشسته بود و
بسیار شریف بود گفت نه آقا . گفتم آقا همینجور است . گفت نه آقا ،
چون من یک قضیهای دارم : در فلان سال در فلان شهر بودیم . در آنجا بزرگانی
از علما بودند ، اسم برد . یک کسی آمد حساب کرد راجع به ظهور حضرت
حجت . آیه : « ان الارض یرثها عبادی الصالحون »[١] منطبق میشد با سال
. ١٣٦١ چون دیدم او در مجلسی بوده است که در آن بزرگانی بودهاند و . . .
[٢] .
یک تفسیر دیگر نیز برای مقتضیات زمان میشود و آن اینکه تقاضای زمان
به معنای اینست که احتیاجات واقعی در [ طول ] زمان تغییر میکند ،
آنوقت احتیاجی که بشر در هر زمان دارد یک نوع تقاضا میکند .
میدانید که محور فعالیت بشر احتیاج است . یعنی خدا
[١] سوره انبیاء ، آیه . ١٠٥ [٢] [ متن پیاده شده از نوار به همین صورت است ] .