اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٠
کرده است ، دیگر ماورای آن ، معارفی از معارف الهی وجود ندارد که دیگری بعد از او بیاید و بیان کند . به اصطلاح ، او به لوح محفوظ الهی اتصال کامل پیدا کرده است . حالا کسی که بعد از او میآید یا به درجه او رسیده است یا نه . اگر به درجه او نرسیده است که کمتر از او کشف کرده است ، پس آنچه که او گفته است ، کاملتر است . و اگر به درجه او رسیده باشد و حتی فرضا از او هم بالاتر باشد ، دیگر چیزی نیست که ماورای آن را کشف بکند . آخرش هم وقتی برسد و برگردد همان حرف او را میزند . مثل این است که شما میخواهید ببینید در کره ماه چه خبر است . اول یک موشک میرود ، عکس برداریهائی میکند و خبرهائی میدهد ، اطلاعاتی به دست میآورد . بعد موشک دیگری میفرستند که از او کاملتر باشد . اطلاعات بیشتری میدهد و همینطور . ولی بالاخره به جائی میرسد که آنچه را که برای بشر مقدور باشد از کشف اطلاعات ، کشف کرده و دیگر چیزی نمانده است که کشف نکرده باشند . اگر هم چیزی مانده است ، در حد بشر نیست . دیگر بعد از آن هر چه موشک بفرستند ، انسان بفرستند ، اگر خبری دارد همان خبری است که او قبلا داده ، دیگر خبری نیست . خاتمیت از نظر معارف الهی یعنی ختام ، تمام ، فصل کامل . فصل کامل که صورت گرفت ، دیگر فصل دیگری که مغایر با آن باشد معنی ندارد . فرض کنید که بعد از پیامبر خاتم هم پیامبری بیاید و در حد او باشد . عین حرف او را تکرار میکند . در اینجا لازم است نکتهای را عرض بکنم : آیا هر کسی که پیغمبر است از هر کسی که پیغمبر نیست افضل است ؟ نه ، هر