اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧
که هر چیزی را که گفته میشود و با امر دین تماس دارد بتواند تجزیه و تحلیل بکند . همین جملهای که من دیشب نقل کردم و گفتم اخیرا معروف شده است و به حضرت امیرالمؤمنین نسبت دادهاند : « لا تؤدبوا اولادکم » . . . از باب تعبیر لفظی خیلی زیبا و قشنگ است ، خیلی سازگار است . روی همین جهت میبینید یک مقبولیتی در میان افراد پیدا کرده است و هر کس در هر جائی این جمله را میگوید . الان حکایتی یادم آمد : من در سنین چهارده پانزده سالگی بودم که مقدمات کمی از عربی خوانده بودم . بعد از واقعه معروف خراسان بود و حوزه علمیه مشهد به کلی از بین رفته بود و هر کس آن وضع را میدید میگفت دیگر اساسا از روحانیت خبری نخواهد بود . جریانی پیش آمده بود که احتیاج به نویسندگی داشت . از من دعوت کرده بودند . مقالهای را من نوشتم . مردی بود که در آن محل ریاست مهمی داشت . وقتی آن مقاله را دید ، یک نگاهی به سر و وضع من انداخت ، حیفش آمد ، دید که من هنوز پابند عالم آخوندی هستم . شرحی گفت ، نصیحت کرد که دیگر گذشت آن موقعی که مردم به نجف یا قم میرفتند و به مقامات عالیه میرسیدند . آن دوره از بین رفت ، حضرت امیر فرموده است بچهتان را مطابق زمان تربیت کنید . و بعد گفت آیا دیگران که پشت این میزها نشستهاند شش تا انگشت دارند ؟ و حرفهائی زد که من آن فکرها را از مغزم بیرون کنم . البته من به حرف او گوش نکردم . بعد رفتم به قم و مدت اقامتم در قم پانزده سال طول کشید . بعد که به تهران آمدم ، اولین اثر علمیای که منتشر کردم کتاب