اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
عدهای از علما و دانشمندان فعالیت میکنند اجتماع را به جلو میبرند و یک عده مردم سود جو در کمین میباشند که از کارهای اینها سوء استفاده بکنند . پس این مقیاسی است که ما میتوانیم به دست بیاوریم راجع به تغییراتی که در روزگار پیدا میشود که چه تغییرات ، تغییرات خوبی است و چه تغییرات ، تغییرات بدی است ؟ با تغییراتی که در ایجاد آن ولو علم هم دخالتی داشته است اما علم در خدمت هوا و هوس بشر قرار گرفته است تا این تغییرات را ایجاد کرده نباید هماهنگی نمود . هماهنگی کردن با اینها مساوی با سقوط است . اگر بگوئید عصر ، عصر علم است میگوئیم بله عصر علم است اما آیا تمام سرچشمههای وجود بشر غیر از علم خشک شده است ، فقط عصر علم است ، بشر فقط عالم است ، غیر از علم نیروی دیگری در بشر وجود ندارد ؟ چرا . این نکته را توجه داشته باشید : در هیچ دورهای به اندازه دوره ما " علم " اسیر و برده نشده است . اسم این دوره را نباید عصر علم گذاشت باید عصر بردگی علم گذاشت ، عصر اسارت علم ، یعنی عصری که علم را آزاد نمیگذارند . در تمام دورههای گذشته ، علم از این دوره آزادتر بوده است . در هیچ دورهای علم و عالم مثل امروز بدبخت و اسیر و بیچاره نبوده است . شما اگر درست دقت کرده باشید میدانید که اگر عالمی پیدا بشود ، مثلا یک مخترع و یا یک روانشناس بسیار ماهر ، تا پیدا شد فورا قدرتهای سیاسی او را در اختیار خودشان قرار میدهند