اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣
اشتباه بکند اما این ، غیر از این است که وجدانش تغییر کرده باشد . حالا مثالی عرض میکنم که خود آنها ذکر میکنند . میگویند در میان بعضی اقوام حجاب خوب است و بی حجابی بد ، و در میان اقوام دیگری بی حجابی خوب است و حجاب بد ، پس معلوم میشود که این خوبیها و بدیها یک امر ثابتی نیست . در پاسخ باید گفت موضوع این است که نباید مسأله را روی حجاب و بی حجابی آورد . چیزی که در فطرت بشر است ، مسأله عفت است یعنی خداوند انسان را و مخصوصا زن را طوری آفریده که به حقوق خانوادگی احترام بگزارد . در وجدان هر زنی هست که به شوهر خودش خیانت نکند . در وجدان هر مردی هم هست که به زن دیگری خیانت نکند . من همیشه اینطور میگویم که زن به مرد خیانت نکند و مرد به زن دیگری ، چون در خیانت که برگشتش به نسل است ، مرد یک حساب دارد و زن حساب دیگری . زن نسلش چه از راه مشروع باشد و چه از راه نامشروع ، نسل خودش است ، برایش محرز است که این بچه ، بچه اوست ولی مرد است که در متن خلقت یک حالت غیرتی به او داده شده است که همیشه زنش را مراقبت بکند برای اینکه نسلی که متولد میگردد ، روشن باشد که واقعا نسل خودش است . چیزی که در وجدان هر مرد و زنی هست ، مسأله عفت است ولی چیزهائی هست که مقدمه و وسیله آن است یعنی آن کسی که میگوید حجاب خوب است آیا میخواهد بگوید که حجاب خودش از آن نظر که حجاب است خوب است قطع نظر از عفت ؟ و اگر زن حجاب داشته باشد خوب است ولو اینکه این زن