اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢
دیگر جز سیاهی در دل نباشد . اما اگر دیگر گناه نکند ، توبه کند و کار خیر انجام دهد ، به هر نسبت که این کار را بکند ، سیاهی دل کم و سفیدی آن زیاد میشود . در حدیث دارد که قلبها سه گونه است : یکی قلب متلاشی و روشن ، دیگر قلب سیاه ، و سوم قلب منکوس یعنی وارونه . درباره قلب وارونه دارد که همه چیز را عوضی میبیند، خوب را بد و بد را خوب میبیند. پس از نظر ما درست است که وجدانها تغییر میکند اما نه به آن معنی که وجدان امر متغیری است و وضع ثابتی ندارد بلکه به معنای اینکه وجدان مانند هر قوه از قوای روحانی و جسمانی انسان حالت سلامت دارد و حالت انحراف . در حال انحراف خوب کار نمیکند ، عوضی کار میکند . اما مطلب دیگر : اموری که ما آنها را خوب میدانیم بر دو قسم است : بعضی ، بالذات خوب هستند و برخی از جهت اینکه وسیله خوبها هستند ، خوبند ، چنانکه در امور بد ، بعضی بالذات بد هستند و برخی از جهت اینکه مقدمه بدها میباشند ، بدند . گاهی ما چیزی را میگوئیم خوب چون مقدمه یک خوب است ، و چیزی را میگوئیم بد چون مقدمه یک بد است . آنچه که افکار مردم دربارهاش در محیط ها و زمانهای مختلف فرق میکند و عوض میشود خود خوب و بدها نیست ، بلکه مقدمه آنها است . یعنی ممکن است قضاوت مردم در یک زمان این باشد که فلان چیز وسیله خوبی است برای فلان امر خوب ، و در زمان دیگر عقیده مردم عوض بشود که نه ، این وسیله ، وسیله بدی است . ولی قضاوت مردم درباره خود آن خوب یا بد عوض نمیشود . البته ممکن است بشر