اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٨
میآید و حقیقت دین جدش را میگوید ، به نظر مردم میرسد که این دین غیر از دینی است که داشتهاند و حال اینکه اسلام حقیقی همانی است که آن حضرت میآورد . در اخبار و روایات آمده است که وقتی ایشان میآید خانههائی و مساجدی را خراب میکند ، کارهائی میکند که مردم فکر میکنند دین جدیدی آمده است . حال آیا از این نظر که هر پیغمبر ، مصلح دین سابق هم هست ، از نظر احتیاج به مصلح نه از نظر استعداد بشر برای دریافت کامل حقایق لازم از طریق وحی مسأله خاتمیت چگونه توجیه میشود ؟ اینجا باز دو مطلب است . یک مطلب این است که در اینکه احتیاج به مصلح و اصلاح همیشه هست و در دین خاتم هم هست ، بحثی نیست . خود امر به معروف و نهی از منکر اصلاح است . ائمه فرمودهاند : « و ان لنا فی کل خلف عدولا ینفون عنا تحریف الغالین و انتحال المبطلین » در هر زمانی ، در هر عصری افرادی هستند که تحریف غلوکنندگان و نسبتهای دروغ مردمی را که هدفشان خراب کردن دین است اصلاح میکنند . در اینکه احتیاج به اصلاح و مصلح هست بحثی نیست ولی تفاوت در این جهت است که در زمان شرایع سابق مردم این مقدار قابلیت و استعداد را نداشتهاند که افرادی از میان آنها بتوانند جلوی تحریفات را بگیرند و با تحریفات مبارزه کنند . باید پیغمبری با مأموریت الهی میآمد و این کار را انجام میداد . از مختصات دوره خاتمیت ، قوه اصلاح و وجود مصلحین است که میتوانند اصلاح بکنند ، علاوه براینکه مطابق عقیده ما شیعیان یک ذخیره اصلاحی هم وجود دارد که حضرت حجه بن الحسن است و او هم