اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٤
میرسد . این دستگاه به طور خودکار این کار را میکند ، راه خودش را میداند . این هم یک نوع هدایت است . بالاخره باید لقمه به معده برسد . خود لقمه که نمیداند چه بکند ولی دستگاه میداند . عقل انسان هادی دیگری است در وجود انسان . خیلی از مسائل است که انسان آنها را به حکم عقل کشف میکند . انسان مصلحتهای خودش را به حکم عقل درک میکند . مثلا یک وقت به او دو کار عرضه میشود ، فکر میکند و یکی را انتخاب میکند . این ، فقط کار عقل است . آدمهای دیوانه غریزهشان به اندازه آدم عاقل هست ، حسشان هم به اندازه آدم عاقل کار میکند ولی عقلشان کار نمیکند . این هادی در وجودشان نیست . منطقه این هادیها با هم فرق میکند . منطقه غریزه محدود است . آنجا که منطقه غریزه است منطقه فکر نیست . منطقه حس هم منطقه دیگری است . منطقه عقل هم باز غیر از منطقه حس است . یک هادی چهارم وجود دارد و آن ، وحی است ، هدایت وحی است . ولی این هدایت اینطور نیست که به طور کامل در وجود هر کسی باشد . نیروی وحی ناقص در هر کسی هست . الهامات جزئی در هر کسی هست ولی وحی کامل در هر کسی نیست . خداوند افراد لایق را مبعوث و بر آنها وحی نازل میکند که یک سلسله حقایق و یک راههائی است که انسان به آنها احتیاج دارد . نه غریزه به آن حقایق و راهها راهنمائی میکند نه حس ، و نه عقل میتواند راهنمائی بکند . اینجا است که وحی به کمک انسان میآید و او را راهنمائی میکند . پس سر اینکه