اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
انسان وجدان و عقلی داده است که به حکم آن وجدان و عقل ، زشتی این کار را درک میکند . این را میگویند حسن و قبح عقلی ، زشتی و زیبائی عقلی . میگویند تمام کارهای اخلاقی همان کارهائی است که عقلا زیبا است و کارهای ضد اخلاقی کارهائی است که عقلا ناپسند است . دیدهاید که در کتابهای اخلاقی مینویسند صفات حمیده و اخلاق پسندیده ، نقطه مقابل صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده است . صفات حمیده یعنی صفاتی که قابل ستایش است ، و اخلاق پسندیده یعنی اخلاقی که عقل آن را میپسندد . اخلاق پسندیده از نظر عقل پسندیده است ، اخلاق ناپسندیده از نظر عقل ناپسندیده است . میگویند پایه اخلاق بر پسند و ناپسند است ، بر زشتی و زیبائی عقلی است . این یک مقدمه . مقدمه دیگر اینکه میگویند زشتی و زیبائی از نظر عقل ، پسند و ناپسند در شرایط مختلف فرق میکند . عقل مردم یک چیز را در یک زمان نیک میداند و در زمان دیگر بد . یک کار را در یک جا مردمی خوب میدانند و در جای دیگر بد میدانند . پس حسن و قبح عقلی که پایه اخلاق است ، وضعش ثابت و یکنواخت نمیباشد ، در همه زمانها یکجور نیست ، در همه مکانها یکجور نیست . مثلا کشتن حیوانات و بالاخص کشتن گاو در هندوستان جزء کارهای زشت و از زشتترین کارها است . همانطور که در میان ملل دیگر کشتن انسانها زشت است ، در میان آنها کشتن حیوانات زشت است . ولی از هندوستان که بیائید به این طرف ، در پاکستان ، ایران ، افغانستان ، ترکیه ، عراق و . . . میبینید حیوانات