اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١
مصیبت است ، ابتلا است و در آن دنیا به آنها اجر داده میشود . به هر
حال در این دنیا تفکیک پذیر نیست .
پس به دلیل اینکه اجتماع خودش وجود دارد چون ترکیب وجود دارد ، و به
دلیل اینکه اجتماع وحدت دارد ، و به دلیل اینکه اجتماع مسیر و خط سیر
دارد ، تکامل دارد ، عمر دارد ، حیات و موت دارد و نمیتواند نداشته
باشد ، اجتماع حقوق دارد . پس حرف اصالت فردیها که به کلی اجتماع را
امری اعتباری میدانند غلط است . ما در قرآن آیهای داریم : « النبی اولی
بالمؤمنین من انفسهم »[١] پیغمبر اولی بر مؤمنین است از خودشان ،
یعنی پیغمبر بر مؤمنین حقی دارد که از حق خود مؤمنین بر مؤمنین بیشتر
است . یعنی شما مالک نفس خودتان هستید ، مالک ثروت خودتان هستید ،
مالک احترام و آبروی خودتان هستید ، ولی پیغمبر یک مالکیتی دارد بر
نفس و مال و حیثیت شما که از مالکیت شما بر خود شما قویتر است . چرا
؟ برای اینکه شما مالک نفس یا ثروت خودتان نیستید که هر جا بخواهید در
آن تصرف بکنید . حتی مالک حقیقت خودتان هم نیستید . در حدیث است که
مؤمن عرضش در اختیار خودش نیست . ولی پیغمبر مالک نفس مؤمنین هم
هست یعنی آنجا که مصلحت بداند نفس مؤمنین را هم میتواند فدا بکند .
اما اینکه پیغمبر اولویت دارد بر مؤمنین از نفس خودشان یعنی چه ؟ این
حقی که دارد ، بر که دارد و به نفع که ؟ این حقی که خدا برای پیغمبر قائل
شده است ، به نفع چه کسی قائل شده است ؟ آیا به
[١] سوره احزاب ، آیه . ٦