اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣
نسبت داد . مثلا بزرگی و کوچکی از امور نسبی است . اگر از شما بپرسند بزرگی چقدر است و کوچکی چقدر ، آیا میتوانید حدی برای آن معین بکنید ؟ یک وقت شما میگوئید من امروز یک گوسفند بزرگی دیدم ، خیلی هم مبالغه میکنید ، میگوئید به اندازه یک گوساله بود . گوسفند که یک حد متوسطی دارد اگر به اندازه یک گوساله یکساله باشد خیلی بزرگ جلوه میکند . اما شما اگر شتری را ببینید به اندازه یک گاو ، میگوئید چه شتر کوچکی است ! گوسفند در حد گوساله اگرباشد میگوئید بزرگ است ولی شتر اگر در حد گاو باشد میگوئید کوچک است . چطور است که یک شیء در حد گوساله بزرگ است و شیء دیگر در حد گاو ، کوچک با آنکه گاو از گوساله بزرگتر است . دوری و نزدیکی نیز از امور نسبی است . یک وقت میگوئید خانه ما مثلا نیروی هوائی است . میگویند خانه شما چقدر دور است ! یک وقت هم میگویند قم نزدیک تهران است . اگر با مقیاس فاصله شهرها اندازه بگیرند قم نزدیک تهران است . اگر با مقیاس فاصله شهرها اندازه بگیرند قم را نزدیک فرض میکنند ، اما اگر به مقیاس فاصله خانهها حساب بکنند ، از اینجا تا نیروی هوائی دور است . اینست که میگوئیم دوری و نزدیکی یک امر نسبی است یعنی نمیشود بطور کلی گفت دوری فلان مقدار است و نزدیکی فلان مقدار ، بلکه باید گفت دوری و نزدیکی نسبت به چیست و در چه مقیاسی است . این امور را که به نسبتها فرق میکنند ، امور نسبی میگویند و به طور کلی نمیشود روی آنها حکم کرد یعنی تا دو شیء را مقایسه نکنند و با مقیاس معینی اندازه نگیرند ، نمیشود روی این مفاهیم حکم کرد . ولی بعضی از