اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩
انبار باروت . آنوقت است که در روزنامهها میخوانید فلان نوکر زن خانواده را کشت ، مرد خانواده را کشت ، بچه را کشت ، دختر را کشت . اینها حساب نکردهاند که جلوی چشم او عیاشی میکنند . عین این قضیه در قوای نفسانی انسان هست . یعنی اگر انسان بعضی از قوا را سیر بکند و بعضی را گرسنه بگذارد ، آن قوای گرسنه علیه قوای سیر طغیان میکنند ، قیام میکنند و وجود این آدم را خراب میکنند . اینکه اسلام میگوید حقوق تمام قوا و نیروها را ادا کنید و بپردازید برای همین است . میگوید تو میگوئی روح دارم ، جسم هم دارم . روح تو حق دارد ، جسم تو هم حق دارد . میگوئی من غریزه دینی دارم ، احساس عبادت در من هست ، شهوت هم در من هست . میگوید حق هر دو را باید بدهی نه اینکه یکی را فدای دیگری بکنی . خیال نکنی که اگر از ناحیه شهوات نفسانی و جسمانی بکاهی و دائم به عبادت بپردازی ، آن قوای شهوانی ترا آرام میگذارد . خیر ، بلکه طغیان میکند . اینکه پاپها مقید بوده و هستند که اصلا ازدواج نکنند ، همان محروم گذاشتن یک طبقه از طبقات جامعه بدن است . بعد ببینید تاریخ چه جنایتها در این مورد مینویسد . فکر میکنم تزار است که میگویند او فرزند حرام یکی از پاپها بوده است . نمیشود گفت که آن پاپ بدجنس بوده ، بلکه روشش غلط بوده است . در روزنامه نوشته بودند خانه کشیشی را که براساس قانون کشیشی باید همیشه محروم از ازدواج باشد ، روی یک جنبه سیاسی جستجو میکردند . یک وقت دیدند در زیرزمین آن یک حرمسرائی تشکیل