اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤
زنده است . میدیدند قرآن با آنچه که امروز تفسیر شده بهتر تطبیق میکند تا آنچه که در گذشته تفسیر کرده بودند . یعنی قرآن جلو میآید ، تفسیر قرن اول هجری را همانجا میگذارد . در قرن دوم هم تفاسیری بر قرآن نوشتهاند . درقرن سوم علوم توسعه پیدا میکند ، بشر عالمتر میشود ، تفسیر دیگری نوشته میشود . مردم این قرن میبینند این تفسیر انطباق بهتری با خود قرآن دارد و آن تفسیر قبلی مسخره است و به هیچ قیمتی نمیشود آن را زنده کرد . قرآن قرن به قرن جلو آمده و تفاسیر قرنهای پیش را کنار گذاشته است . امروز شما میبینید یک عالم ، یک مفکر امروزی وقتی قرآن را مطالعه میکند احساس میکند که این کتاب یک کتاب مطالعه کردنی است و از خواندن آن لذت میبرد . " ادوارد براون " مستشرق معروف در جلد اول " تاریخ ادبیات " که تاریخ فکری ایرانیها را بیان میکند ، راجع به وضع ایرانیها در صدر اول اسلام بحث مینماید . در آنجا حرفهای بسیار خوبی دارد . البته یک حرفهائی هم دارد که اشتباه است و اصلا یک نفر خارجی نمیتواند در اینگونه موارد اشتباه نکند . ( یک کسی که اهل یک فرهنگ است ، البته وقتی وارد یک فرهنگ اجنبی میشود، ممکن است اشتباه بکند.) ولی یک حرفهائی دارد که حسابی است . میگوید من کوشش میکنم که در این کتابم خودم را از یک اشتباه بزرگ که بعضی از هموطنانم مرتکب شدهاند مصون بدارم . آن اشتباه اینست که بعضی از هموطنان من ( که نظرش به " سرجان ملکم " است که کتاب تاریخ ایران را نوشته است ) نام دو قرن اول اسلام برای ایران را دو قرن سکوت گذاشتهاند که بعد