اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
است ، خوب درک کرده ، اجتهادی را که بوعلی گفته که وجود مجتهد در تمام زمانها لازم است خوب به دست آورده است ، هسته را از پوسته تشخیص داده است . مثال دیگر : اگر بپرسند کلاه شاپو حرام است یا نه ، کت و شلوار حرام است یا نه ، میگوئیم اینها یک زمانی حرام بودهاند ولی فعلا حرام نیستند برای اینکه زمانی بود که کلاه شاپو مخصوص اجانب بود ، واقعا کلاه فرنگی بود ، در هر جا اگر کسی این کلاه را به سر میگذاشت ، معنایش این بود که او مسیحی است ، کلاه شاپو به سر گذاشتن این مفهوم را داشت . تا وقتی که این کلاه شعار آنها بود ، هر مسلمانی که آن را میپوشید عمل حرامی انجام داده بود ولی بعد این کلاه در تمام دنیا معمول شد ، مردم از هر مذهب و هر ملتی آن را پذیرفتند و آن شعار مخصوص را از دست داد و چون از شعار بودن خارج شد ، امروز دیگر آن لباس معنیدار سابق نیست . لذا امروز پوشیدن آن حرام نیست . پیغمبر جدیدی هم لازم نیست بیاید ، حکم اسلام هم دو تا نشده است . به نظر من یکی از معجزات اسلام خاصیت اجتهاد است . معنای اجتهاد این نیست که یک نفر بنشیند و یک حرفی را همینطور بزند . اسلام به جهاتی که اتفاقا بعضی از آنها را ذکر کردم ، خصوصیاتی در ساختمان خود دارد که بدون اینکه با روح دستوراتش مخالفتی شده باشد ، خودش حرکت و گردش میکند نه اینکه ما باید آن را به حرکت در آوریم ، خودش یک قوانین متحرک و ناثابتی دارد در عین اینکه قوانین ثابت و لایتغیری دارد ، ولی چون آن قوانین متغیر را وابسته کرده است به این قوانین ثابت ، هیچوقت