اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
دوش نگیرند ؟ مسلم عرضه داشت که به دوش بگیرند . حالا که هیچ مخلوقی به خود اجازه نداده است و جرأت نکرده است که این امانت را به دوش بگیرد و تنها در میان صف مخلوقات ، انسان قدم جلو گذاشته و گفته من حاضرم ، حالا که قبول کرده چرا این موجود را قرآن ظلوم و جهول خوانده است ؟ این قسمت آخر یعنی موضوع ظلوم و جهول بودن ، بعد از موضوع امانت ، از مشکلترین موضوعاتی بوده است که همیشه علمای اسلامی ، مفسرین ، عرفا ، روی این موضوع فکر میکردند که معنی ظلوم و جهول بودن چیست ؟ اینکه عرض کردم این آیه یک آیه پرمعنی میباشد مقصودم همین بود که عرض کردم . یعنی این آیه کریمه با زبانی مطلبی را بیان کرده است که خود به خود سؤالات زیادی را ایجاد میکند و عقل بشر را وادار به فکر و اندیشه میکند . البته از نظر تمام مفسرین و از نظر اخبار شیعه و سنی هیچ جای تردید نیست که این امانت از نوع امور جسمانی و مادی نبوده است بلکه یک امر معنوی است . یعنی در میان مخلوقات یک امری است که خدا اسم آن را امانت گذاشته است . حالا چرا اسم آن را امانت گذاشته است بماند ، بلکه توفیقی پیدا شد و عرض کردیم . یک موضوعی بوده که خدا نام آن را امانت گذاشته است و در عالم تکوین بر تمام مخلوقات عرضه کرده ولی آنها نتوانستند به دوش بگیرند یعنی استعداد آن را نداشتند . معنای عرضه کردن چیست ؟ معنای عرضه کردن اینست که هر کمالی و هر فیضی از ناحیه خدا بر تمام مخلوقات عرضه