اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨
هر امر مادی اینطور است ، هر جسمی از اجسام عالم اینطور است ولی صحبت ما در اجسام نیست . اگر کسی درباره یک انسان مدعی ابدیت شخصی بشود جای این حرف هست ، یا اگر کسی درباره قرآن مکتوب روی کاغذ چنین حرفی بزند ، درست است ولی صحبت ، نه درباره شخص است و نه درباره کاغذ و مرکب . صحبت درباره قانون است ، درباره یک سلسله حقایق است . اینکه مواد عالم کهنه میشوند چه ربطی به حقایق عالم دارد ؟ مثلا اینکه میگوئیم : راستی موجب رضای خداست ، یا : برای انسان استقامت صفت خوبی است ، قانونی برای زندگی بشر است . این ، تغییر پذیر نیست . ولی گفتیم یک مطلب دیگر هست و آن راجع به حاجتهای زندگی است که حاجتها تغییر میکند و چون حاجتها تغییر میکند پس قوانین که برمبنای احتیاجات است باید تغییر بکند . اجمالا دیشب عرض شد که حاجتهای اصلی بشر تغییر نمیکند و حاجتهای فرعی است که تغییر میکند . وعده دادم که امشب در اطراف این موضوع بحث کنم ولی چون امشب شب ولادت حضرت مجتبی ( ع ) است [ فقط ] قسمتی از آن را عرض میکنم که هم مناسبت امشب رعایت شده باشد و هم از مطلب جدا نشده باشیم . از خصوصیات دین مقدس اسلام اینست که همیشه روی حاجتهای ثابت انسان مهر ثابت زده است اما حاجتهای متغیر انسان را تابع حاجتهای ثابت قرار داده است ، و این به عقیده شخص من اعجازی است که در ساختمان این دین به کار رفته است . با مثالهائی این مطلب را روشن میکنم ولی قبل از این ، یک مقدمه کوتاه عرض میکنم و آن اینکه ما شیعیان از نعمتهائی برخوردار