اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
اصل این قانون کلی به دو شکل بیان میشود : یکی رنگ فلسفی میگیرد و
دیگری رنگ اجتماعی ، رنگ فلسفی به این شکل که در این دنیا همه چیز
متغیر است ، هیچ چیز باقی نیست ، و رنگ اجتماعی به این صورت که هر
چیز در اجتماع زائیده یک احتیاج است و احتیاجات اجتماعی بشر در تغییر
است پس هر چیزی یک مدت موقت در اجتماع میماند .
اما مطلب اول که رنگ فلسفی میدهند و میگویند همه چیز در تغییر است
آیا راست است ؟ به این تعبیر که همه چیز در تغییر است درست نیست ،
ولی به این معنی که جهان مادیات ، ترکیبات مادی این دنیا در تغییر است
، صحیح است . یعنی شما در این دنیا مادهای پیدا نمیکنید که از ازل به
همین شکل بوده و تا ابد هم به همین شکل باقی خواهد بود . آیا این کوههائی
که میبینید از ازل به همین شکل بوده و تا ابد هم به همین شکل باقی خواهد
بود ؟ نه . آیا دریا به همین شکل که الان هست بوده است ؟ نه . آیا به
همین شکل باقی میماند ؟ نه . حکمای اسلامی از قدیم الایام این آیه قرآن را
که میفرماید : « و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمر مر السحاب صنع الله
الذی اتقن کل شیء »[١] ناظر به تغییری که در همه اشیاء و اجسام عالم
رخ میدهد دانستهاند ، به « قرینه صنع الله الذی اتقن کل شیء ». آیه
میگوید این کوهها را که میبینی خیال میکنی یکنواخت و ثابت است و حال
اینکه اینها دائما در تغییر است همانطوری که ابرها را میبینی که به یک
حال باقی
[١] سوره نمل ، آیه . ٨٨