اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
بود از آنچه که دیشب عرض کردم . ولی بحثی که الان میکردم روی این مبنا و پایه بود که انسان یک سلسله احتیاجات ثابت و دائمی دارد و یک سلسله احتیاجات متغیر . در اینجا هستند افرادی که میگویند تمام احتیاجات بشر متغیر است ، اصلا بشر احتیاج ثابت ندارد یعنی هیچ چیزی در دنیا نیست که بشر همیشه و در تمام ادوار به آن احتیاج داشته باشد . میگویند همه چیز مثل ذغال است ، در یک زمان بشر به آن احتیاج دارد ، در زمان دیگر احتیاج ندارد و چون احتیاج ندارد خواه ناخواه به حکم جبر زمان از میان میرود . البته این مطلب را که اینها ادعا میکنند ، شامل مادیات و معنویات هر دو میشود . آنها راجع به دین اگر بحث میکنند حتی اینجور حاضر نیستند بحث بکنند که آیا دین باید باشد یا نباید باشد . میگویند ما اساسا به این مسأله کار نداریم . دین در یک زمان که بشر به آن احتیاج داشته است ، به حکم احتیاج پیدا شده و چون هیچ احتیاجی برای همیشه باقی نمیماند ، کم کم احتیاج بشر از آن سلب میشود . وقتی سلب شد خواه ناخواه از میان میرود ، همان طوری که ذغال خواه ناخواه منسوخ میشود . این منطق ، یک حرفی است که به آن خیلی آب و تاب دادهاند . این ، همان منطق تودهایها ، منطق مادیهاست . میگویند هیچ احتیاجی و چیزی در دنیا ثابت و باقی نیست . همه چیز در تغییر و تبدیل است و امور احتیاجی بشر هم در یک زمان مخصوصی پیدا شده و با تغییر زمان از بین میرود . و ای بسا که صدها و هزارها جوان را با همین حرفها منحرف کردهاند . ولی ما باید این مطلب را بشکافیم :