اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
متغیری است از روابط اقتصادی ، و روسازیهایی است بر روی این زیرسازیها ، و طبعا با دگرگونی روابط تولیدی و اقتصادی ، همه شؤون زندگی بالطبع دگرگون میگردد . اگر این نظریه درست باشد جبرا و الزاما با تکامل ابزار تولیدی و روابط اقتصادی همه چیز باید تغییر کند . اکنون مجال نقد این نظریه که نیازمند به بسط زیادتری است نیست ، همین قدر میگوئیم این نظریه نتوانسته است توجیه درستی از تاریخ بیابد و هم نتوانسته تأییدی از صاحبنظران مستقل الفکر و غیرمقلد به دست آورد . تاریخ ، ساخته انسان و روابط انسانها است . در انسان و در روابط انسانی عناصر پایدار زیادی وجود دارد که ثبات و بقاء خود را علی رغم تغییرات روابط اقتصادی حفظ کرده است . اکنون نوبت آن است که در مختصات سیستم قانونگزاری اسلام بحثی به عمل آوریم ، همان مختصاتی که سبب شده بدون آنکه اجازه بدهد نسخ و تبدیل در اصل قوانین اسلام رخ دهد و بدون آنکه بگذارد کوچکترین آسیبی به جاودانگی آن برسد آن را نرم و قابل انعطاف و انطباق با صور متغیر زندگی ساخته است .