اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
آن وقت یک چیزهائی این یهودیها و مغرضین جعل کردند و به اینها دادند و
این خوش باورها هیچ نگفتند . مثلا حدیثی نقل کردهاند به نام حدیث "
سلسله الحمار " که روزی پیغمبراکرم آمد و به الاغی برخورد کرد . . . تا
آخر . اینها واقعا اسباب ننگ است و اگر مجتهدین نبودند امروز [ این
جریان ] اسباب زحمت برای مسلمین بود .
رسیدیم به قرآن . حالا قرآن را چگونه از بین ببرند برای اینکه به اخبار
حجیت بدهند ؟ قرآن را که نمیتوانستند بگویند کتاب خدا نیست ، گفتند
قرآن مقامش بالاتر از اینست که افراد عادی بشر آن را بفهمند . قرآن را
فقط ائمه حق دارند بفهمند و بس . قرآن نازل شده است برای آنکه آنها
بفهمند . ما باید ببینیم در اخبار ائمه چه آمده . به اصطلاح مجتهدین گفتند
ظواهر قرآن حجت نیست . مثلا اگر قرآن میگوید : « انما الخمر و المیسر و
الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه »[١] و ما معنی آن را
این میدانیم که شراب و قمار حرام است ، میگویند نه ، تو باید به اخبار
مراجعه بکنی ببینی که آیا در اخبار آمده است که شراب و قمار حرام است
یا نه ؟ میگویند اساسا مخاطب قرآن ما نیستیم . به این ترتیب برای مردم
قرآن را هم از اعتبار و حجیت انداختند تا اینطور فکر کنند که تنها مرجعی
که باید به آن رجوع کرد اخبار و روایات است و اجتهاد دیگر معنی ندارد
چون اجتهاد یعنی انسان اعمال فکر و اعمال نظر بکند . معنای اجتهاد یک
اصل اینست که ببینیم قرآن چه گفته است ، احادیث کدامش صحیح و کدامش
[١] سوره مائده ، آیه . ٩٠