اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
را مطالعه میکردم ، دیدم روایتی است که در آن مردی به نام علی بن الحدید میگوید " سلسبیل " که نام زنی است ، از من همچو پولی خواسته و من میخواهم این پول را به او بدهم و از او به فلان حیله ربح بگیرم ، این درست است یا نه ؟ اتفاقا کتاب تهذیب را میخواندم ، به روایت دیگری رسیدم ، دیدم نام این شخص را آورده است . شیخ طوسی در آنجا میگوید : مضعف جدا . حالا چون شیخ کلینی در کافی این روایت را نقل کرده است ، باید بگوئیم درست است ؟ نه . پس قابل قبول نیست . مثلا افرادی که اغراض بخصوص داشتهاند ، این را جعل و وضع کردهاند که در زمان حضرت صادق سقف حرم پیغمبر را تعمیر میکردند . کسی میگوید ما چند نفر بودیم و با هم بحث میکردیم : حالا که سقف را برداشتهاند آیا جایز است از بالا ، قبر پیغمبر را مشاهده بکنیم یا نه ؟ یکی گفت جایز است دیگری گفت جایز نیست . چرا جایز نیست ؟ گفت شاید پیغمبر با یکی از زنهایش خلوت کرده باشد و ما او را با زنش ببینیم ! ببینید این حرفی است که اصلا ممکن است یک مسلمان عادی بگوید که پیغمبر مثلا زنده شده و دارد در آنجا با زنش عشقبازی میکند ! آیا بگوئیم چون در کتاب کافی است ، درست است ؟ اینها میگویند هر چه کافی نوشته باشد ، صحیح است . مجتهدین میگویند نه ، مثل این ، هزارها آدم جعال وضاع کذاب بودهاند . مردی است به نام " ابی الخطاب " . این مرد ، ملحد و ضد اسلام بود . طشت رسوائیش بالاخره از بام افتاد . وقتی میخواستند اعدامش کنند گفت : و لقد وضعت فی اخبارکم اربعه آلاف