اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
و بسیار کتاب خوب و نفیسی است ، مباحثه بین مأمون و علمای اهل تسنن
راجع به خلافت نقل شده است . اینها مجالس مناظره میان ائمه و دیگران
فراهم میکردند . گاهی " هشام بن الحکم " در مجالس اینها شرکت میکرد .
از جمله یک مباحثه شیعی و سنی میان حضرت جواد که هنوز طفل بودند و
علمای اهل تسنن برقرار شد . در آنجا آن عالم اهل تسنن در حرفهایش
احادیثی در فضیلت ابوبکر و عمر روایت کرد . به حضرت عرض کرد شما
درباره شیخین چه میگوئید و حال اینکه ما حدیث معتبری از پیغمبر داریم که
فرمود : « ابوبکر و عمر سیدا کهول اهل الجنه » یعنی ابوبکر و عمر دو آقای
پیرمردان اهل بهشتند . همچنین حدیث دیگری نقل کرد که روزی جبرئیل نازل
شد به پیغمبر ، از جانب خدا عرض کرد من از ابوبکر راضی هستم ، از
ابوبکر بپرس آیا او از من راضی هست یا نه ؟ حضرت جواد فرمود ما منکر
فضیلت ابوبکر نیستیم ولی یک مطلب هست و آن اینست که همه قبول دارند
که پیغمبر در حجه الوداع فرمود : « کثرت علی الکذابه » دروغگویان بر من
زیاد شدهاند ، و معیاری در اختیار قرار داد که هر حدیث را که از من
روایت کردند اول بر قرآن عرضه بدارید اگر موافق قرآن بود قبول کرده و الا
رد کنید . قرآن میگوید تمام اهل بهشت جوان هستند . و اما حدیث دیگری که
گفتید ، خدا در قرآن میفرماید : « انا خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به
نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید »[١] ما انسان را آفریدهایم و از
تمام خطورهای قلبی او آگاه
[١] سورهق ، آیه . ١٦