اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
است . پس این نپختگی است که وقتی انسان یک فلسفهای را درباره احکام پیدا کرد بگوید هر چه هست همین است . مثلا در باب مشروب یک کسی بگوید ( البته مشروب در تمام شرایع حرام بوده است ) علت اینکه مشروب حرام است اینست که برای کبد و قلب مضر است ولی تجربیات نشان داده است که اگر کسی به مقدار کم مصرف بکند نه فقط مضر نیست بلکه نافع است ، پس شراب کمش حلال و زیادش حرام است . این هم باز دستپاچگی دیگری است . نه ، انسان باید در اینجور مسائل سرعت به خرج ندهد . بعضی از افراد در قدیم میگفتند علت حرمت شراب زایل کردن عقل است و ما یک طبیعتی داریم که در ما شراب ایجاد سکر و مستی نمیکند ، پس شراب بر ما حلال و بر دیگران حرام است . نه ، اینجور نیست . اولا ممکن است هزاران دلیل برای حرمت شراب وجود داشته باشد که ما هنوز به آنها نرسیدهایم . ثانیا یک شییء حرام ولو اینکه یک ذرهاش آن خاصیت ضرری را نداشته باشد ولی باید آن را به طور دربست حرام کرد که مردم اصلا به سوی آن نروند . مثال دیگری عرض میکنم : بعد از جنگ بین الملل اول به علل سیاسی استعماری حس ملیت را طرح کردند . " ویلسن " یک طرح چهارده مادهای ریخت که یکی از مواد آن این بود که احساس ناسیونالیستی را زنده کنند . اینطور نبود که این مواد را برای کشورهای اسلامی طرح کرده باشند ، برای دنیا طرح کرده