اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
اینست که حساب ناقص است . " حبیب بورقیبه " که نمیدانم این شخص چه موجودی است ! هرسال یک بار علیه روزه قیام میکند میگوید مردم روزه نگیرند برای اینکه از نیروی کار کارگر کاسته میشود ، البته به این موضوع جنبه اسلامی هم میدهد به این عنوان که اسلام به کار اهمیت میدهد ، کار در اسلام محترم است پس روزه نگیرید برای اینکه باید کار بکنید ، وقتی که بشر باید کار بکند پس هر چیزی که از نیروی کار میکاهد خوب نیست . نقطه مقابل این سخن اینست : هر چیز که نیروی کار را تقویت میکند خوب است . مثلا اگر فرض کنیم ویسکی و شراب نیروی کار را اضافه میکند پس کارگرها نباید روزه بگیرند و باید روزی یک بطری ویسکی بیاشامند تا کار بکنند . " ولید بن عبدالملک " و یا " ولید بن یزید بن عبدالملک " یک روز صبح که هنوز مستی از کلهاش نپریده بود به مسجد رفت برای امامت جماعت . به جای دو رکعت نماز صبح چهار رکعت خواند . مؤمنین هم چارهای نداشتند تبعیت کردند . بعد که نمازش تمام شد رویش را برگرداند گفت من امروز خیلی نشئهام اگر میخواهید برایتان بیشتر نماز بخوانم . اشتباه حبیب بورقیبه از کجاست ؟ این آدم خیال کرده است که انسان یعنی ماشین ، انسان جز این نیست که باید مانند یک ماشین دائما کار تحویل بدهد ، از ماشین هر چه بیشتر بتوان کار گرفت بهتر است ، انسان یعنی یک حیوان بارکش و باربر ، کاری غیر از بارکشی ندارد پس هر چه بشود بهتر از انسان بارکشی کرد