اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٤
میگویند سرمایه داری در اثر تکامل ابزار تولید اساسا نمیتواند باقی بماند و تبدیل میشود به اشتراکیت . ولهذا میگویند اشتراکیت را از طریق علمی جستجو بکنید یعنی از طریق جبر زمان، نه اینکه عدالت آن را ایجاب میکند. ما اکنون نمیخواهیم وارد این بحث بشویم ولی حرف اینها از دو جنبه غلط است . یکی از این نظر که میگویند تکامل ابزار تولید اجبارا بشر را به سوی سوسیالیزم میکشد . اینطور نیست . الان در دنیا راه حلهائی پیدا شده که سرمایهداری تا اندازهای خودش را حفظ بکند و در عین حال جلوی آن اشتراکیت را که میگویند جبرا خواهد آمد ، بگیرد . و دیگر از آن نظر که راجع به عدالت است . اصلا اینها طبق تفسیری که از بشر میکنند ، منکر موضوع عدالت هستند . برای بشر وجدانی قائل نیستند . ولهذا میگویند دنبال اشتراکی که ریشهاش عدالت باشد نباید رفت ، آن تخیل است . ما میگوئیم اینطور نیست . از نظر ما عدالت حکم اعتدال مزاج را دارد . حرف ما این است که اجتماع که از افرادی تشکیل شده است ، در واقع از افرادی مرکب شده است . یک شب که راجع به اصالت فرد و اصالت اجتماع بحث میکردیم عرض شد اجتماع تنها تألیف از افراد نیست ، بلکه ترکیب شده از افراد است . همانگونه که هر ترکیب زندهای یک حالت اعتدال دارد و یک حالت انحراف ، و در حالت انحراف ، بیماری آن ترکیب است و اگر خیلی انحراف داشته باشد ، موت او است ، و در حالت اعتدال بقا و حیات او است ، ترکیب اجتماع نیز فی حد ذاته حالت اعتدالی دارد که اگر اجتماع به آن وضع معتدل ترکیب شده باشد ، باقی