اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢
که عرض کردم اگر همینقدر ثابت بشود که تمام حوادث دنیا را علل اقتصادی به وجود نیاورده است ، جبر زمان به این مفهوم غلط است . برای مثال مغول به ایران حمله کرد . حمله مغول ممکن است ریشه اقتصادی داشته باشد اما آیا واقعا ریشه اقتصادی داشته است ؟ تاریخ خلاف این را نشان میدهد . بشر غریزه دیگری دارد به نام غریزه برتری طلبی . بشر همانطور که تحت تأثیر علل اقتصادی هست تحت تأثیر شخصیت پرستی خودش هم هست . تاریخ اینطور میگوید : مغولها در وهله اول قصد حمله به ایران را نداشتند . البته چنگیز به آنها سرو صورتی داده بود و نیروئی پیدا کرده بودند . چند تا از تجار اینها میآیند به ایران و به دربار سلطان میروند . اموال اینها را میگیرند . به آنها بر میخورد . کسانی را میفرستند پیش سلطان که چرا اموال تجار ما را توقیف کردهاید ؟ توضیح میخواهند . مأمورین رسمی آنها را میکشند در صورتی که در هیچ جای دنیا معمول نبوده است که دشمن ، رسولها و مأمور ابلاغها را بکشد . وقتی که این خبر به مغولها رسید آتش گرفتند یعنی به شخصیتشان لطمه وارد شد ، احساس تحقیر کردند ، عصبانی شدند یعنی آن حس شخصیت پرستی و مقام پرستی که در هر فردی هست و محرک است ، تحریک شد . یکدفعه مثل سیل هجوم آوردند . تازه اینها نرفتند به علت کار بدی که کرده بودند از مغول معذرت بخواهند . جنگیدند . معلوم است ، نتیجه همین میشود که شد . اعراب به ایران حمله کردند . چرا ؟ علت اقتصادی داشته است ؟ نه ، تاریخ خلاف این را میگوید . تاریخ میگوید جنگ