اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠
تصویر کردهاند و چقدر هم غلط است . خیال میکنند این غلط با آن صنایع یک ارتباطی دارد . میگویند اگر اشتباه کرده بودند صنایعشان آنقدر ترقی نمیکرد . آن صنایع به این چه مربوط ؟ این فکر در دنیا امروز در حال شکست خوردن است ( از اول هم شکست خورده بود ) یعنی حتی مادی مسلکها هم دیگر چندان به این حرف اعتنائی ندارند . مکتب مادی دیگری پیدا شد و حرف دیگری زد . " مارکس " و دیگران گفته بودند مایه همه چیز و مایه تجلی تمام تجلیات بشر شکم است . " فروید " این روانشناس اطریشی آمد و یک فرضیه دیگر آورد ، گفت نه ، مبدأ تمام فعالیتهای انسان امور جنسی است . امور مادی و شکمی را هم انسان برای امور جنسی میخواهد . و در واقع گفت : مایه عیش آدمی زیر شکم است . دید او خیلی بالا برده ، دو سه وجب پائینتر آورد . جبر زمان به آن مفهومی که تودهایهای دنیا میگویند غیر از آن مفهوم عام فلسفی است که ما اول عرض کردیم . میگویند همه کارها را انسان تحت تأثیر علل اقتصادی انجام میدهد . امر اقتصادی را اصل میدانند ، به قول خودشان زیربنا میدانند . میگویند انسان یک موجود اقتصادی است ، همه چیز را به خاطر هدفهای اقتصادی و تحت تأثیر علل اقتصادی انجام میدهد . یعنی هر حادثهای که در دنیای بشریت رخ میدهد ریشه اصلیش اقتصاد است . جبر زمان که اینها میگویند یعنی جبر اقتصادی ، جبری که ناشی از علل اقتصادی است . مقصودشان از جبر زمان اولا جبر اجتماع است که حوادث اجتماعی در یک وقت