اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٥
این است که میفهمم . مگر همه کارها باید پولی به جیب آدم ببرد ؟ ! میگویند ابوریحان بیرونی در پشتکار داشتن در تحصیل علم عجیب بوده است . بسیار مرد دانشمندی بوده ، از جمله نوابغ بشریت است و مرد بسیار مسلمان و متدینی هم هست . ابوریحان مریض بود به آن مرضی که از دنیا رفت . در حال احتضار بود . همسایهای داشت که از فقها بود . وقتی دید که ابوریحان مریض است به عیادت او رفت . ابوریحان در بستر افتاده بود ولی هوشش بجا بود . تا چشمش به آن فقیه افتاد یک مسأله فقهی را در باب ارث از او سؤال کرد ، با اینکه ابوریحان در فقه تخصصی نداشته و در ریاضیات و جامعه شناسی و فلسفه تخصص داشته و نیز منجم فوق العادهای بوده است . مرد فقیه از او سؤال کرد که در این موقعیت چه وقت مسأله پرسیدن است ؟ ! ابوریحان گفت من میدانم که در حال احتضارم ولی آیا بمیرم و بدانم بهتر است یا بمیرم و ندانم ؟ بالاخره خواهم مرد ، پس بدانم و بمیرم بهتر است . ( خود دانش برای انسان یک کمالی است . ) آن فقیه جواب آن مسأله را داد و میگوید هنوز به خانه خود نرسیده بودم که صدای گریه و ناله از منزل ابوریحان برخاست ، گفتند ابوریحان وفات کرد . انسان دنبال تحصیل که میرود برای چه میرود ؟ البته این قبول است که بعضی اوقات که انسان دنبال تحصیل علم میرود ، علم را مقدمه امور مادی قرار میدهد . در عصر ما اگر به کسی بگویند چرا درس میخوانی ، چرا به دانشگاه میروی ، میگوید برای اینکه مهندس بشوم ماهی چهار پنج هزار تومان