اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٨
این کار را . در ذیل آیه کریمه : « تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان »[١] حدیثی نقل شده است که مردی به نام " وابصه " آمد خدمت رسول اکرم و عرض کرد یا رسول الله ! سؤالی دارم ( البته بعد از نزول این آیه بود ) . حضرت قبل از اینکه سؤالش را بگوید فرمود آیا راجع به اثم میخواهی سؤال بکنی که اثم یعنی چه ؟ گفت بله یا رسول الله ! فرمود کار بد همان است که دلت قبول نمی کند . خداوند به بشر دلی داده است که با کارهای خوب پیوند و با کارهای بد بیگانگی دارد . و بعد با دو انگشت زد به سینهاش و فرمود : « استفت قلبک یا وابصه » ! از قلب خودت سؤال بکن ای وابسه ! همانطوری که میگویند از مجتهد استفتا کن ، از او سؤال کن ، فتوای دلت را بخواه که دل هم یک مرجع تقلیدی است . تقوا را از وجدانت بخواه . همین حدیث است که مثنوی آن را به شعر در آورده است : "
| گفت پیغمبر که استفتوا القلوب |
باز هم ما در اسلام چیزهائی پیدا میکنیم که دلالت میکند بر اینکه اسلام برای وجدان انسان اصالت قائل شده است . حدیثی است از رسول اکرم که فرمود : « الصدق طمأنینه و الکذب ریبه » راستی یک اطمینانی به دل میدهد و دروغ در دل ایجاد شک میکند . یک علاقهای هست ، یک رابطهای هست که دل انسان حرف راست را زود میپذیرد ولی حرف دروغ را بدون اینکه قرینهای بر دروغ بودن آن داشته باشد ، با تردید قبول
[١] سوره مائده ، آیه . ٢