اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧
( نه قسم به وجدان ، چون وجدان دربشر همان کاری را میکند که میزان در
قیامت میکند ) . میخواهد بگوید که ما یک چنین هادی ملامتگری به بشر
دادهایم که دقیقا حقیقت را رسیدگی میکند ، حقیقت را میفهمد .
در جای دیگر میفرماید : « و الشمس و ضحیها و القمر اذا تلیها و النهار
اذا جلیها و اللیل اذا یغشیها و السماء و ما بنیها و الارض و ما طحیها و
نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها »[١] در اینجا ده قسم ردیف
شده است . در هیچ جای قرآن اینقدر قسم پشت سر هم نیامده است . علامت
اهمیت مطلب است . قسم به خورشید و روشنائی قرص خورشید . . . قسم به
نفس انسان و آن اعتدالی که در نفس انسان است ، خدا الهام کرده ( به
صورت یک الهام فطری ) به نفس انسان کار خوب و کار بدش را . یعنی با
الهام الهی خوب و بد را میفهمد و لازم نیست که خوب و بد را معلم به
انسان بیاموزد ، وجدان انسان به انسان میفهماند .
آیه دیگری است که میفرماید : « و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام
الصلوه »[٢] ما به این مردم وحی کردیم انجام دادن کارهای خیر را و بپا
داشتن نماز را . نفرمود : واوحینا الیهم ان افعلوا الخیرات و اقیموا
الصلواه که ما وحی فرستادیم به مردم که کار خوب انجام دهید و نماز را
بجا آورید ، بلکه فرمود : « و اوحینا الیهم فعل الخیرات »خود این کار
را وحی کردیم به آنها نه امر به
[١] سوره شمس ، آیات ١ تا . ٨ [٢] سوره انبیاء ، آیه . ٧٣