اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢
میداند . کارهای خوب را میگویند اخلاق حسنه و کارهای زشت را میگویند اخلاق رذیله . آنوقت میگفتند فکر بشر درباره این حسن و قبح در زمانهای مختلف عوض میشود ، پس قهرا پایه اخلاق ، ثابت و عمومی نیست ، یک چیز ممکن است در محیطی اخلاق خوب شمرده شود و همان چیز در جای دیگر اخلاق بد شمرده شود . در جواب اینطور گفتیم که این استدلال دو پایه دارد . یکی اینکه پایه اخلاق حسن و قبح است و دیگر اینکه حسن و قبح یک امر نسبی است . به قول منطق ، صغرائی دارد و کبرائی ، و قهرا از صغری ، کبری نتیجه گرفته میشود . صغرای این استدلال این است که اخلاق برپایه حسن و قبح استوار شده است و حسن و قبح یک امر نسبی است ، و کبرای آن اینست که اخلاق برپایه امر نسبی قرار داده شده است و چیزی که برپایه امر نسبی قرار داده شود نسبی است ، پس اخلاق نسبی است . ما راجع به پایه اول این نظریه یعنی اخلاق بر اساس حسن و قبح است ، صحبت کردیم و گفتیم این سخن اصلا درست نیست . اخلاق سقراطی اینطور است . سقراط یکی از معلمین اخلاق است و یک مکتب اخلاقی مخصوص به خود دارد . این فیلسوف یونانی پایه اخلاق خودش را بر حسن و قبح نهاده است . اما اخلاق اسلامی تکیهاش بر حسن و قبح نیست . پس این ایراد اگر وارد باشد بر اخلاق سقراطی وارد است . رفقا و دوستان علاقمند بودند که رکن دوم این استدلال را هم بحث کنیم که آیا واقعا حسن و قبح یک امر نسبی است یا نه ؟ آن شب اجمالا عرض کردیم که این حرف هم درست نیست که