اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧
بکنید ( یعنی دین همان دین است ، یک راه است ) تشتت پیدا نکردند مگر بعد از آنکه میدانستند ولی روی هواپرستی این تفرقهها را ایجاد کردند . یعنی این رشتههای مختلف را دست مردم ایجاد کرده است ، اگر ساختههای مردم را حذف بکنید میبینید تمام اینها یک دین است ، یک ماهیت است ، یک طریقت است . غرض این جهت است که یکی از کارهای انبیاء احیاء اصل دین است که اصل دین از آدم تا خاتم یکی است . البته فروع مختلف است . هر پیغمبری که میآید یکی از کارهایش پیرایش است یعنی اضافات و تحریفات بشر را مشخص میکند . حالا اینجا یک سؤال پیش میآید : آیا این خاصیت ( تحریف دین ) از مختصات بشرهای قبل از خاتم انبیاء است یا بشرهای دورههای بعد هم این طبیعت را دارند یعنی در دین خودشان دخل و تصرف میکنند ، خرافات اضافه میکنند ؟ مسلم طبیعت بشر که عوض نشده است . بعد از پیغمبر خاتم هم همینطور است . آن شعر معروف که میگویند مال نظامی است و مال او نیست ، میگوید :
| دین ترا در پی آرایشند |
| در پی آرایش و پیرایشند |
| بسکه ببستند براو برگ و ساز |
| گرتو ببینی نشناسیش باز |