اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٥
عرض بکنم و آن اینست که یکی از جهات احتیاج به شریعت جدید اینست که مقداری از حقایق شریعت قبلی در دست مردم تحریف شده و به شکل دیگری در آمده است . در حقیقت یکی از کارهای هر پیغمبری احیا و زنده کردن تعلیمات پیغمبر گذشته است یعنی قسمتی از تعلیمات هر پیغمبری همان تعلیمات پیغمبر پیشین است که در طول تاریخ در دست مردم مسخ شده است ، و این ، تقریبا میشود گفت که لازمه طبیعت بشر است که در هر تعلیمی که از هر معلمی میگیرد ، کم و زیاد میکند ، نقص و اضافه ایجاد میکند و به عبارت دیگر آن را تحریف میکند . این مسأله را قرآن کریم قبول دارد ، تجارب بشر هم به درستی آن شهادت میدهد . مثلا خود قرآن کریم که آمد تورات و انجیل را نسخ کرد ولی قسمتی از تعلیمات آنها را احیا و زنده نمود ، یعنی بعد از آنکه به دست مردم مسخ شده بود قرآن گفت نه ، آنکه تورات یا انجیل واقعی گفته است این نیست که در دست این مردم است ، این است که من میگویم ، این مردم در آن دست برده اند . مثلا همین موضوع ملت ابراهیم ، طریقه ابراهیم که در قرآن آمده است . قریش خودشان را تابع ابراهیم حساب میکردند ولی چیزی که تقریبا باقی نمانده بود ، تعلیمات اصلی ابراهیم بود . عوض کرده بودند ، دست برده بودند ، یک چیز من در آوردی شده بود . قرآن اینطور بیان میکند : « ما کان صلاتهم عند البیت الا مکاء و تصدیه »[١] ابراهیم نماز را واجب کرده بود . نماز او واقعا عبادت بوده
[١] سوره انفال ، آیه . ٣٥