اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨
انسان میتواند با یک اعمالی حتی فکر خودش را تربیت بکند . در کتاب " امیل " ، نویسنده این نکته را خیلی خوب و عالی ذکر کرده است . کتاب را بصورت رمان نوشته است . کودکی را به روش خاصی بزرگ میکنند ، مثلا کارهائی را به او پیشنهاد میکنند که به حکم آن کارها روح او قویتر میشود. فکر ، گاهی دقیق است و گاهی نیست . یعنی انسان گاهی در فکر خودش دقت دارد و گاهی ندارد . چطور ؟ ما و شما ممکن است صدبار به این " مسجد اتفاق " بیائیم و برویم ولی اگر وقتی که خارج از آن هستیم ، از ما بپرسند که وضع این مسجد چگونه است مثلا چقدر ارتفاع دارد ، پهنایش چه مقدار است ، چه تابلوهائی در آن نصب کردهاند ، با اینکه صدبار آمدهایم و رفتهایم ، در عین حال نمیتوانیم تشریح بکنیم . ولی اگر همین سؤال را از یک نفر نقاش که به هر چیزی که نگاه میکند به آن دقیق میشود ، بپرسند ، میتواند شرح بدهد . میگویند چشم او تربیت شده است به این معنی که دل او دقیق شده است روی مبصراتش . در مسموعات هم همینطور است . کسی که با آلات موسیقی آشنائی داشته باشد ، از صدا تشخیص میدهد که این چه صدائی است . در ملموسات نیز همین گونه است چنانکه طبیب از نبض بیمار ، مرض او را تشخیص میدهد . اگر بخواهید بفهمید لامسه تا چه حد دقیق میشود ، میتوانید در کورها دقیق بشوید مخصوصا کورهای مادرزاد . میبینید لامسه کار اغلب نیروها را میکند . غرض این جهت است که تمام قوای بدنی را باید ورزش داد . قوای روحی هم همینطور ، مخصوصا قوای عالی انسانی را ، قوه