اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥
را ذبح میکنند ، گاو هم زیاد میکشند و گوشتش را میخورند . یک ملت این کار را زشت میداند ، ملت دیگر زشت نمیداند . مثال دیگر : در مورد مسأله حجاب و بی حجابی زن ، ذوقها و سلیقههای ملل فرق میکند . ملتی که از اول تربیتشان اینطور بوده که زنهاشان با حجاب باشند ، بی حجابی را زشت میدانند و اگر دختری از دخترانشان یا زنی از زنانشان رویش را باز بگذارد ، میگویند کار زشتی مرتکب شده است . خود همین زنها هم میگویند این کار ، کار زشتی است . ملت دیگر ، ملتی که از اول اصلا حجاب را ندیده است و زنهای آن در حال بی حجابی بزرگ شدهاند ، اگر کسی بدنش را بپوشاند احساس زشتی میکنند . در اصل ، آنها حجاب را امر زشتی میدانند و اگر زنی بخواهد خودش را بپوشاند ، این عمل ، یک امر زشت و بد و مستهجنی به شمار میرود . یعنی در مکانهای مختلف فرق میکند . و همینطور در زمانهای مختلف . پس معلوم میشود که حسن و قبح که پایه اخلاق است ثبات ندارد ، یکنواخت نیست ، متغیر است ، نسبی است ، در مکانهای مختلف فرق میکند ، در زمانهای مختلف فرق میکند . مثالهای دیگری هم ذکر میکنند . مثلا تعدد زوجات در نزد بعضی از ملل مثل مسلمین کار زشتی شمرده نمیشود ولی در میان ملل دیگر جزء کارهای زشت است . پس زشتی و زیبائی عقلی یک پایه قاطعی ندارد . بنابراین یک مقدمه این بود که به عقیده برخی ، پایه اخلاق حسن و قبح است ، زیبائی و زشتی است . مقدمه دوم این بود که زشتی و زیبائی جزء مفاهیم نسبی است . از این دو مقدمه