اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٢
کلی و همیشگی و همه جائی داشته باشد ، بلکه در هر زمان دستور اخلاق باید یکجور باشد . این مطلب را ما باید بحث کنیم تا معلوم شود که آیا صحیح است یا نه ؟ این حرف درست نیست . به کسانی که این حرف را زدهاند میگوئیم چیزی که اجتماع آن را خوب میداند و چیزی که اجتماع آن را بد میداند ، یعنی چه ؟ مسألهای است که شاید عنوان کننده اولیه آن مسلمین بودهاند و آن ، مسأله حسن و قبح عقلی است . حسن یعنی نیکوئی ، زیبائی ، و قبح یعنی بدی و زشتی . حسن و قبح عقلی در مقابل حسن و قبح غیر عقلی یعنی چه ؟ ما یک زشتی و زیبائی داریم مثل این که صورت آدمی را میگویند صورت زیبائی است و صورت آدم دیگر را میگویند صورت زشتی است . فلانکس دارای چشمان زیبائی است ، فلانکس دارای چشمان زشتی است . در میان حیوانات فلان حیوان مثلا آهو حیوان زیبائی است اما مثلا کلاغ حیوان زشتی است . حسن و قبح به این صورت ، امروز یکی از علمهای دنیا است . میگویند شناخت زیبائی ، علم زیبائی . حسن و قبح عقلی یعنی زشتی و زیبائی چیزهائی که به چشم دیده نمیشوند . خود آن چیزها را عقل درک میکند و قاعدتا زشتی و زیبائی آنها را هم عقل درک میکند . مثلا شخصی در بیابانی غریب است و در حال غربت بیمار میشود . بعد یک آدم ناشناسی که اصلا او را نمیشناسد ، همین قدر احساس میکند که این آدم غریب و بیمار است . بدون اینکه هیچگونه توقعی داشته باشد فورا او را به بیمارستان برده ، وسائل معالجه او را فراهم و