اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧
شجاعت است . شجاعتی که آنها میگویند به معنای زور باز و نیست بلکه به معنی قوت قلب است . اما سه چیزی که در خارج از وجود انسان است که نه در بدن است و نه در روح ، یکی مال و ثروت است ، دیگر پست و مقام است که انسان یک مقامی در اجتماع داشته باشد و سوم از نظر قبیله و فامیل است . که ارزش این موجبات سعادت همه به یک صورت نیست . پس اگر بخواهیم عدالت را یعنی موجبات سعادت را بالسویه بین مردم تقسیم کنیم در بعضی موارد امکان پذیر نیست . مثلا مال و ثروت و آن چیزهایی را که از مال و ثروت به دست میآید میتوان به طور مساوی تقسیم کرد اما همه که اینها نیست . به عنوان مثال آیا پستها را میتوان بالسویه تقسیم کرد ؟ در یک کشور ولو سوسیالیستی مثل اتحاد جماهیر شوروی یا چین مقامهای مختلفی است . بالاخره یک نفر " مائوتسه تونگ " یا " چوئن لای " خواهد بود ، یک نفر است که از نعمت شهرت جهانی بهرهمند است ، تمام مردم که نمیتوانند علی السویه دارای مقامهائی مساوی باشند . یا اینکه احترام را نمیشود علی السویه تقسیم کرد ، محبوبیت را نمیشود بالسویه قسمت نمود . فرزند داشتن را آیا میشود تقسیم کرد ؟ نه . این ایراد را میتوان به گونهای رد کرد و آن اینکه بگوئیم مساوات را لااقل در اموری که در اختیار بشر است برقرار میکنیم . یعنی در مسائل اقتصادی و در هر چیز که مربوط به جنبههای اقتصادی است مساوات باشد . باز جوابش اینست که این خودش عین بی عدالتی است . آیا در خلقت ، همه افراد از لحاظ استعداد و امکانات مساوی آفریده شدهاند ؟ دارای استعداد فکری