اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦
شده است در یک سطح زندگی بکنند . یعنی معنای مساوات اینست که همه افراد یکجور غذاگیرشان بیاید و همه یکجور ثروت داشته باشند ، همه مردم یکجور خانه و مسکن داشته باشند ، همه یکجور مرکب داشته باشند ، همه مردم از چیزی که آنها موجب سعادت مینامند بطور مساوی بهرهمند شوند ، مثلا مال و ثروت یکی از موجبات سعادت است ، خانه و زندگی از موجبات سعادت است ، و غیره ، عدالت یعنی همه مردم از چیزهائی که موجبات سعادت است ، برابر داشته باشند . اگر ما عدالت را اینجور معنی بکنیم ، درست نیست . این عدالت درست نیست و ظلم است . چرا ؟ اولا اینگونه عدالت امکان پذیر نیست از این نظر که بعضی از موجبات سعادت چیزهائی است که در اختیار ما است و بعضی دیگر در اختیار ما نیست و نمیتوانیم آنها را برابر بکنیم . برای اینکه موجبات سعادت ، همهاش ثروت و مرکب و غذا و این نوع چیزها نیست . اینها قسمتی از موجبات سعادت است . ارسطو میگوید موجبات سعادت نه چیز است ( یا اینکه از نه چیز بیشتر است ) . سه چیز از موجبات سعادت در بدن است ، سه چیز هم در روح انسان است و سه چیز است که در خارج از بدن و روح یعنی خارج از وجود انسان است . آن سه چیز که در بدن انسان است ، یکی سلامت است ، دیگری قدرت و نیرومندی و سوم جمال و زیبائی بالاخص برای زن . آن سه چیز از موجبات سعادت که در روح انسان است یکی عدالت است ، دیگری حکمت و دانش است که آدم دانا و نادان در یک سطح از سعادت نیستند ، و سوم